هفته ششم

بدن كودك شما در حال شكل گيري است، و سلولهايي كه بعدا اندامها و سيستمهاي بدن او را تشكيل خواهند داد، به سرعت در حال تقسيم شدن هستند. اكنون، او به اندازه يك دانه كوچك عدس (با عرض تقريبي 4 تا 5 ميلي متر) است. اگر شما مي توانستيد درون رحم خود را ببينيد، يك سر بزرگ و چند نقطه تيره رنگ را مي ديديد كه محل تشكيل چشمها و بيني او خواهند بود. دو حفره كوچك در دو طرف سر ، محل شكل گيري گوشها هستند، و دستها و پاهاي او به شكل برآمدگيهاي كوچكي قابل مشاهده مي باشند. دستها و پاها شبيه به باله ماهي هستند كه پرده ضخيمي بين انگشتهاي در حال رشد قرار گرفته است؛ اما انگشتان دست و پاي او به زودي از يكديگر جدا خواهند شد. زير سوراخي كه بعدا دهان او خواهد شد، چين هاي كوچكي قرار دارند كه نهايتا به گردن و آواره پايين تبديل خواهند شد. در داخل بدن او، زيان و تارهاي صوتي در حال شكل گيري مي باشند.
قلب كودك شما كه مرحله تقسيم به حفره هاي چپ و راست را آغاز كرده است، حدود 100 تا 130 بار در دقيقه (تقريبا دوبرابر تعداد ضربان قلب شما در دقيقه) مي زند، و جريان خون در بدن او آغاز شده است. روده هاي او در حال رشد هستند و مجاري كوچك عبور هوا به تدريج در محلي كه بعدا به ريه او تبديل خواهد شد، ظاهر مي شوند. توليد سلولهاي ماهيچه اي آغاز شده است و احتمالا از اواسط اين هفته، كودك شما تكان دادن اعضاي كوچك خود را آغاز خواهد كرد. متاسفانه بايد تا چند هفته پس از پايان سه ماهه اول دوران حاملگي خود صبر كنيد تا بتوانيد از احساس كردن حركتهاي آرام كودك خود، لذت ببريد!

----------------------------

29 بهمن بهترین روز زندگیم بود هنوز تو خوابم هنوز باورم نشده

صبح اومدم شرکت نرسیده مامانم زنگ زد گفت تا صبح خوابم نبرده از خوشحالی یه نمی ساعتی باهم حرف زد بعدم مشغول کارای شرکت بودم گهگاهی تو نت یه سرچ میزد سیسمونی نگاه میکردم و...

عصر رفتم دکتر شوشو هم اومد اینقدرم شلوغ بود که خدا میدونه

خلاصه نوبتم شد و رفتم پیش دکتر گفت هفته ششم هستی

برو سونو کنم ببینم ساک حاملگی تشکیل شده

سونو کرد الهی من قربونش برم خیلی کوچولو بود یه لیست از غذاهی ممنوعه رو بهم داد و کارایی که نباید بکنم شیاف هم بهم داد گفت دو هفته دیگه بیا واسه قلبش البته من میذارم تو هفته نهم برم که خیالم راحت بشه

گفت خیلی مراقب باش

اومدیم خونه و شام تخم مرغ خوردیم چون دیر رسیدیم شوشو هم نمیذاره من تکون بخورم نمیدونم چی کار کنم این کارای خونمو بگم مامانم بیاد این هفته 

مادر شوهر و خواهر شوشو هم هم صبح و هم عصر زنگ زدن حالمو پرسیدن

مرسی از تک تک تبریکاتون


مرمر جون نمیتونم جوابت رو بدم اگه تونستی یه پیغام بذار ایمیلت رو بذار توش