دوست نما
روزهایی هست در زندگانی که دوست داری آهنگ ِ "دنیای ما اندازه ی هم نیست" ِ رستاک را بزنی روی سی دی...با پست سفارشی بفرستی برای آن دسته از دوستان و فامیل های محترم که به زور خودشان را چسبانده اند به تو...که هر جور از دست شان فرار میکنی، محکم تر بازو ات رو چسبیده و ول نمی کنند..نمی خواهند درک کنند دغدغه ی فکری ِ تو با آنها متفاوت است، دنیایی که در آن سیر می کنی با دنیای آنها فرق دارد...از یک جنس نیست اصلا...بین طرز فکرتان فرسنگ ها فاصله هست...که هیچ شباهتی نمی بینی میان ِ خودت و آنها...که اذیت میشوی وقتی می گویند "من هم مثل تو"، " فکر کنم تو همزاد ِ منی"...هیچ وجه مشترکی در رفتار و کردارشان با خودت نمی بینی...که وقتی زنگ میزنند با اکراه جواب می دهی...خسته ات کرده اند...اینقدر عاقل نیستند از نظر تو، که بخواهی در مورد زندگی ات توضیحی بدهی، مشورتی بگیری...نظری بخواهی...که دوست داری وقتت را به جای هدر کردن با آنها، جای مشاوره دادن به آنها، با افراد دیگری پُر کنی، که ازشان چیزی یاد بگیری...که قبول شان داشته باشی...که وقتی پیش شان هستی لال شوی بس که نمی دانی...
روزهایی هست در زندگانی که کم می آوری...خسته ای از دور و وری ها...زبان ت را نمی فهمند...دلت نمیخواهد رابطه را ادامه دهی...دلت نمیخواهد وقتت را بگیرند، حتی همین را هم نمی فهمند...خودخواه شده اند...
نمیدانم آدم ها یا واقعا نفهم اند یا خودشان را می زنند به نفهمی...
وقتی یکسال بیشتر تو زنگ میزنی و این تماس یک طرفه ست...وقتی جواب مسیج هایت را یک خط در میان و با تاخیر میدهم، معنی اش واضح است...شاید من برای تو جالب باشم ولی تو نیستی...خودت را گول نزن جان ِ دل !! باور کن تو هم ممکن است برای شخص دیگری جالب باشی، جای اتلاف وقت و آزار دادن من، بهتر است بگردی و آدم ت را بیابی از این دسته آدم ها این روزا دور و برم زیاده مخصوصا تو فامیل که فکر میکنم دغدغشون فقط شده لباس و مد روز