تولد امسالم رو هنوز کامل نگرفتم آقای همسر اصرار داشتن که شام بریم  بیرون دوتایی ما هم گفتیم باشه چشم

دیشب اومدم از سر کار رو یه مقدار ظرف داشتم از شب قبل نشسته بودم شستم و حاضر شدیم رفتیم بیرون اول رفتیم یه سر چندتا مغازه موبایل فروشی دیدم آقای همسر میگن واسه تولدت یه گوشی بخرم از چند نفری شنیده بودم این گوشی هوآوی خوبه قیافش بد نبود البته نخریدم و گفتم بذار یه ذره باز تحقیق کنم.

دیگه برای شام رفتیم رستوران و ر س ا ی خیلی خوب بود من بیشتر از محیطش خوشم اومد البته غذاهاشم خوب بود و خوشمزه خلاصه واسه یه مهمونی دو نفره خوب بود در کل چند تا عکس از نت میذارم براتون تا ببینید محیطشو اگه دوستاشتید برید تو ونک هست کنار بازار خشایار (سرخه بازار)

راستی پرشیب خودم دست به کار شدم و موهامو رنگ کردم و ابروهامم تمیز کردم مقداری و رنگ کردم یه ذره شکل آدمیزاد شدم

پریروز که کلاس داشتم وسط دوتا کلاسم شوشو گفت تو رو خدا برو ناهار خوب بخور روبروی کلاسم رستوران هانی هست و گفت برو اونجا ناهار بخور ما هم رفتیم دیدم استادمم اونجاست شرمندمون کرد و حساب کرد و سر میز با هم نشستیم و راجب کنکور حرف زدیم با حرفاش خیلی انگیزه گرفتم و روحیم رفت بالا واقعا استاد ماهی هیت ان شالله که خدا براش همه چیز بخواد

حالا بریم سراغ عکسای رستوران

امشب قراره بد کلاسم برم خونه مامان اینا اونجا یه کیک بگیرم ببرم فردا شبم میریم خونه مادر شوهر اینا اونجا هم یه کیک میبرم .

خیلی در هم و برهم بود ولی خوب گففتم ببنویسم

از پیغام های خوبتون تو فیس و وب ممنونم امشب نظرات رو تایید میکنم و جواب میدم

راستی ببخشید میام وباتون نظر نمیدم چون اکثرا شبا با موبایل میخونم